X
تبلیغات
_-_..وبلاگ طرفداران داریوش.._-_ - متن ترانه های آلبوم به من نگو دوستت دارم
همه چیز در مورد داریوش اقبالی...
ای عشق

عشق به شكل پرواز پرنده است
عشق خواب يه آهوي رمنده است
من زائري تشنه زير باران
عشق چشمه آبي اما كشنده است
من مي‌ميرم از اين آب مسموم
اما اونكه مرده از عشق تا قيامت هرلحظه زنده است
من مي‌ميرم از اين آب مسموم
مرگ عاشق عين بودن اوج پرواز يه پرنده است

تو كه معناي عشقي به من معنا بده اي يار
دروغ اين صدا را به گور قصه‌ها بسپار
صدا كن اسمم رو از عمق شب از نَـقب ديوار
براي زنده بودن دليل آخرينم باش
منم من بذر فرياد خاك خوب سرزمينم باش
طلوع صادق عصيان من بيداريم باش

عشق گذشتن از مرز وجوده
مرگ آغاز راه قصه بوده
من راهي شدم نگو كه زوده
اون كسي كه سرسپرده مثل ما عاشق نبوده
من راهي شدم نگو كه زوده
اما اونكه عاشقونه جون سپرده هرگز نمرده

تو كه معناي عشقي به من معنا بده اي يار
دروغ اين صدا را به گور قصه‌ها بسپار
صدا كن اسمم رو از عمق شب از نَـقب ديوار
براي زنده بودن دليل آخرينم باش
منم من بذر فرياد خاك خوب سرزمينم باش
طلوع صادق عصيان من بيداريم باش

عشق گذشتن از مرز وجوده
مرگ آغاز راه قصه بوده
من راهي شدم نگو كه زوده
اون كسي كه سرسپرده مثل ما عاشق نبوده
اما اونكه عاشقونه جون سپرده هرگز نمرده


نیستی

چنان دل كندم از دنيا كه شكلم شكل تنهايي است
ببين مرگ مرا در خويش كه مرگ من تماشايي است
مرا در اوج مي‌خواهي تماشا كن، تماشا كن
دروغين بودم از ديروز مرا امروز حاشا كن
در اين دنيا كه حتي ابر نمي‌گريد به حال ما
همه از من گريزانند تو هم بگذر از اين تنها

فقط اسمي به جا مانده از آنچه بودم و هستم
دلم چون دفترم خالي قلم خشكيده در دستم
گره افتاده در كارم به خود كرده گرفتارم
به جز در خود فرو رفتن چه راهي پيش رو دارم
رفيقان يك به يك رفتند مرا با خود رها كردند
همه خود درد من بودند گمان كردم كه همدردند

شگفتا از عزيزاني كه هم آواز من بودند
به سوي اوج ويراني پل پرواز من بودند
گره افتاده در كارم به خود كرده گرفتارم
به جز در خود فرو رفتن چه راهي پيش رو دارم
رفيقان يك به يك رفتند مرا در خود رها كردن
همه خود درد من بودند گمان كردم كه همدردند

رفيقان يك به يك رفتند مرا در خود رها كردن
همه خود درد من بودند گمان كردم كه همدردند


نجات

نجات من به دست توست از اين محبس نجاتم ده
لباس كهنه تن را بسوزان و حياتم ده
بيا و نقطه پايان به شعر عمر من بگذار
تنم ديوار بين ماست تنم را از ميان بردار
مرا از وحشت و ترديد رها كن تا رها باشم
هواي صبح بيداري شهادت را صدا باشم

هميشه در مصاف مرگ نقاب از چهره مي‌افتد
چه در ميدان چه در بستر پس از بيماري ممتد
بيا و جامه عصيان بپوشان بر صداي من
كه تنها سهم من اينست هراس بي‌صدا مردن

مرا از وحشت و ترديد رها كن تا رها باشم
هواي صبح بيداري شهادت را صدا باشم

نقاب از چهره‌ام بردار به آيينه نشانم ده
سكوتم بدتر از مرگ است بميرانم زبانم ده
بيا و جامه عصيان بپوشان بر صداي من
كه تنها سهم من اينست هراس بي‌صدا مردن

مرا از وحشت و ترديد رها كن تا رها باشم
هواي صبح بيداري شهادت را صدا باشم


مهمان ناخوانده

در شبي غمگين‌تر از من قصه رفتن سرودي
تا كه چشمم را گشودم از كنارم رفته بودي
تا كه چشمم را گشودم از كنارم رفته بودي

اي دريغا دل سپردن به عشق تو بيهوده بود
وعده‌ها و خنده‌هاي تو به نيرنگ آلوده بود
اي ز خاطر برده عشق آتشينم
رفتي اما من فراموشت نكردم
چلچراغ روشن بيگانه بودي
سوختم و بيهوده خاموشت نكردم

رفتي اما قلب من راضي نشد
بر تو و بر عشق خود نفرين كنم
بي تو شايد بعد از اين افسانه‌ها
ترك عشق و اين غم ديرين كنم

اي دريغا دل سپردن به عشق تو بيهوده بود
وعده ها و خنده‌هاي تو به نيرنگ آلوده بود
اي ز خاطر برده عشق آتشينم
رفتي اما من فراموشت نكردم
چلچراغ روشن بيگانه بودي
سوختم و بيهوده خاموشت نكردم

رفتي اما قلب من راضي نشد
بر تو و بر عشق خود نفرين كنم
بي تو شايد بعد از اين افسانه‌ها
ترك عشق و اين غم ديرين كنم


جنگل

روح جنگل سياه با دست شاخه‌هاش داره
روحم رو از من مي گيـــره
تا يه لحظه مي‌مونم
جغدها تو گوش هم ميگن
پلنگ زخمي مي‌ميـــــره
راه رفتن ديگه نيست
حجله پوسيدن من جنگل پيـره

پشت سر، پشت سر، پشت سر جهنمه
روبرو، روبرو قتلگاه آدمه

قلب ماه سر به زير
به دار شاخه‌ها اسير
غروبش رو من مي‌بينم
ترس رفتن تو تنم
وحشت موندن تو دلم
خواب برگشتن مي‌بينم
هر قدم به هر قدم
لحظه به لحظه
سايه دشمن مي‌بينم

پشت سر، پشت سر، پشت سر جهنمه
روبرو، روبرو قتلگاه آدمه

پشت سر، پشت سر، پشت سر جهنمه
روبرو، روبرو قتلگاه آدمه


گذشته های دور

يادمه بچه بوديم تو گذشته‌هاي دور
اون زمان كه قلب ما پر بود از شادي و شور
روزي كه تورو ديدم موهات رو بافته بودي
با گل سپيد ياس گلوبند ساخته بودي

روزي كه تورو ديدم موهات رو بافته بودي
با گل سپيد ياس گلوبند ساخته بودي

بعد از اون روز قشنگ از خدا راضي شدم
از دم صبح تا غروب با تو همبازي شدم
چه روزهاي خوبي بود ولي افسوس زود گذشت
تا يه چشم به هم زديم روز و هفته‌ها گذشت

چه روزهاي خوبي بود ولي افسوس زود گذشت
تا يه چشم به هم زديم روز و هفته‌ها گذشت

يادمه روي درخت دو تا دل كنده بوديم
سال بعد از اون كوچه ما ديگه رفته بوديم
شايد اون دلها ديگه خشكيده رو ساقه‌ها
شايد هم بزرگ شده زير بال شاخه‌ها

شايد اون دلها ديگه خشكيده رو ساقه‌ها
شايد هم بزرگ شده زير بال شاخه‌ها

شايد اون دلها ديگه خشكيده رو ساقه‌ها
شايد هم بزرگ شده زير بال شاخه‌ها


به من نگو دوستت دارم

حالا كه كار تو شده پر از نيرنگ و ريا
حالا كه دل تو شده فرسنگها دور از خدا
به من نگو دوست دارم كه باورم نمي‌شه
نگو فقط تو رو دارم كه باورم نمي‌شه

به من نگو دوست دارم كه باورم نمي‌شه
نگو فقط تو رو دارم كه باورم نمي‌شه

تو با اين چرب زبوني هي به من دروغ مي‌گي
مي‌خواهي گولم بزني هي به من دروغ مي‌گي
به من نگو دوست دارم كه باورم نمي‌شه
نگو فقط تو رو دارم كه باورم نمي‌شه

حالا كه كار تو شده پر از نيرنگ و ريا
حالا كه دل تو شده فرسنگها دور از خدا
به من نگو دوست دارم كه باورم نمي‌شه
نگو فقط تو رو دارم كه باورم نمي‌شه

به من نگو دوست دارم كه باورم نمي‌شه
نگو فقط تو رو دارم كه باورم نمي‌شه

تو با دل شكسته‌ام انقده جفا نكـــن
تو اگه دوستم نداري اينجوري بد تا نكن
به من نگو دوست دارم كه باورم نمي‌شه
نگو فقط تو رو دارم كه باورم نمي‌شه

به من نگو دوست دارم كه باورم نمي‌شه
نگو فقط تو رو دارم كه باورم نمي‌شه

به من نگو دوست دارم كه باورم نمي‌شه
نگو فقط تو رو دارم كه باورم نمي‌شه


دیوار

از زمزمه دلتنگيم از همهمه بيزاريم
نه طاقت خاموشي نه ميل سخن داريم
آوار پريشانيست رو سوي چه بگريزيم
هنگامه حيرانيست خود را به كه بسپاريم
تشويش هزار آيا وسواس هزار اما
يك عمر نمي‌ديدم در خويش چه‌ها داريم
دردا كه هدر داديم آن ذات گرامي را
تيغيم و نمي‌بريم ابريــم و نمي‌باريم

از زمزمه دلتنگيم از همهمه بيزاريم
نه طاقت خاموشي نه ميل سخن داريم

ما خويش ندانستيم بيداريمان از خواب
گفتند كه بيداريد گفتيم كه بيداريم
دوران شكوه باد از خاطرمان رفته‌است
امروز كه سد بسته‌است خشكيده و بي‌باريم

از زمزمه دلتنگيم از همهمه بيزاريم
نه طاقت خاموشي نه ميل سخن داريم
تشويش هزار آيا وسواس هزار اما
يك عمر نمي‌ديدم در خويش چه‌ها داريم
دردا كه هدر داديم آن ذات گرامي را
تيغيم و نمي‌بريم ابريــم و نمي‌باريم

ما خويش ندانستيم بيداريمان از خواب
گفتند كه بيداريد گفتيم كه بيداريم
من راه تو را بسته تو راه مرا بسته
اميد رهايي نيست وقتي همه ديواريم

از زمزمه دلتنگيم از همهمه بيزاريم
نه طاقت خاموشي نه ميل سخن داريم
آوار پريشانيست رو سوي چه بگريزيم
هنگامه حيرانيست خود را به كه بسپاريم

از زمزمه دلتنگيم از همهمه بيزاريم
نه طاقت خاموشي نه ميل سخن داريم
آوار پريشانيست رو سوي چه بگريزيم
هنگامه حيرانيست خود را به كه بسپاريم


مرگ شب

براي من كه در بندم چه اندوه آوري اي تن
فراز وحشتِ داري فرود خنجري اي تن
غم آزادگي دارم به تن دلبستگي تا كي
به من بخشيده دلسنگي شكستن‌هاي پي در پي

در اين غوغاي مردم‌كُش
در اين شهر به خون خفتن
خوشا در چنگ شب مردن
ولي از مرگ شب گفتن

چرا تن زنده و عاشق كنار مرگ فرسودن
چرا دلتنگ آزادي گرفتار قفس بودن
قفس بشكن كه بيزارم از آب و دانه در زندان
خوشا پرواز ما حتي به باغ خشك بي‌باران

در اين غوغاي مردم‌كُش
در اين شهر به خون خفتن
خوشا در چنگ شب مردن
ولي از مرگ شب گفتن

در آوار شب و دشنه چكد از قلب من خوناب
كه مي‌بينم من عاشق چه ماري خفته در محراب
خوشا از بند تن رستن پي آزادي انسان
نمي‌ترسم من از بخشش كه اينك سر كه اينك جان

در اين غوغاي مردم‌كُش
در اين شهر به خون خفتن
خوشا در چنگ شب مردن
ولي از مرگ شب گفتن

اگر پيرم اگر بُرنا اگر بُرناي دل پيرم
به راه خيل جان بركف كه مي‌ميرند مي‌ميرم
اگر سرخورده از خويشم من مغرور دشمن شاد
براي فتح شهر خون تو را كم دارم اي فرياد

در اين غوغاي مردم‌كُش
در اين شهر به خون خفتن
خوشا در چنگ شب مردن
ولي از مرگ شب گفتن

در اين غوغاي مردم‌كُش
در اين شهر به خون خفتن
خوشا در چنگ شب مردن
ولي از مرگ شب گفتن


مصلوب

به صليب صدا مصلوبم اي دوست
تو گمان مبري مغلوبم اي دوست
شرف نفس من اگه شد قفس من
به سكوت تن ندادم حالا ميرم بي‌كفن

وقتي گفتن يه گناه بود مثل ديدن يا شنيدن
معني آواز هم اين بود ته بن‌بست داد كشيدن
وقتي حتي توي خلوت فكر آزادي قفس بود
گفتني‌ها رو مي‌گفتيم اگه فرصت يه نفس بود

به گناه صدا با جرم گفتن
اگه روي صليب ويرون شدم من
شرف نفس من اگه شد قفس من
به سكوت تن ندادم تا نميرم بي كفن

تو شب‌هاي سكوت فرياد من بود
ته جنگل خواب، بيــــداري رود
از غروب هراس تا صبح موعـــود
تيغ خشم خليل بر قلب نمــــرود

در عذاب تشنگي گم حسرت من بوي گندم
بر دلم داغ شقايق از عذاب تلخ مردم
از كسي كه مثل بختك تو شب‌هام انداخته سايه
يه سوال ساده كردم نفرت من شد گلايه

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعت 16:54  توسط مسبب | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
"لطفا بخوانید!"


بازدید کننده ی گرامی! ضمن تشکر از حضورتون و همچنین پیشاپیش به خاطر نظرات دلگرم کننده ی شما , این وبلاگ برای تامین نیازها و خواسته های شما در مورد استاد بزرگ موسیقی پاپ آقای داریوش اقبالی طراحی و راه اندازی شده .
..........................
امیدواریم از این وبلاگ استفاده لازم را ببرید و در صورت داشتن انتقاد ما را مطلع کنید.
..........................
بازدید کننده ی عزیز! شما می توانید با عضویت در این وبلاگ علاوه بر اطلاع از زمان آپلود کردن وبلاگ از امکانات دیگر وب که در اختیار اعضا قرار می گیرد بهره مند شوید.
لازم به ذکر است که یک سری از امکانات وب از جمله امکان دانلود آهنگ های کمیاب در صورت صلاحیت ( حتی اگر عضو وب باشید ) -که به تشخیص نویسندگان وبلاگ مشخص می شود- در اختیار شما قرار می گیرد.
از دیگر امکانات وبلاگ که برای اعضا در نظر گرفته شده امکان فعالیت در وب به صورت افتخاری می باشد که با عضویتتان pass و user به شما عزیزان داده می شود که با توجه به موارد زیر می توانید در وب مطلبی را آپلود کنند:
(لازم به ذکر است که در صورت رعایت نکردن مدیر وبلاگ این اختیار را دارد که مطلب شما را پاک کند)
1.نظرات حتما بعد از تایید در وب گذاشته شود.
2.در صفحه ی اصلی وبلاگ فقط مختصری (یا به قولی موضوع) مطلبتون رو می نویسید و در ادامه مطلب اصل آپ خود را قرار می دهید.
3.فقط در مورد موضوعاتی که در گوشه ی سمت چپ وب قرار دارد(موضوعات وبلاگ) آپ می کنید
4.نام خود (و در صورت تمایل ایمیل خود ) را در انتهای پستتان(مطلبی که در وب گذاشتید) می نویسید.
5."حتما"عنوان مطلبی را که آپ کردید در پیوندهای روزانه قرار دهید تا در صورت پاک شدن مطلب شما(به مرور زمان) از صفحه اصلی , امکان بهره مندی از مطالبتان برای بازدید کننده ها وجود داشته باشد.
5.می توانید در صورت بر خورد با مشکل به مدیر وبلاگ ایمیل بزنید .
ایمیل مدیر:mosabeb_777@yahoo.com
پاینده و پیروز باشید

پیوندهای روزانه
هکران سفید
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
مرداد 1389
بهمن 1388
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
آرشیو موضوعی
متن ترانه های آلبوم شده
آکورد و نت ترانه ها
شناسنامه ی آهنگ های آلبوم شده
دانلود آلبوم
عکس
بیوگرافی
متفرقه
کلیپ
بیوگرافی و عکس نویسندگان وبلاگ
متن ترانه های آلبوم نشده
عکس (طراحی شده با photoshop)
دکلمه
نویسندگان

امیر احمدی
حسام جان نثار
حمید
رضا
علیرضا
محمد
مسبب
مهدی فیضی
نویسنده افتخاری
کیوان
پیوندها
داریوش بزرگترین خواننده ایرانی
آینه ء بهبودی
عکس های قدیمی داریوش
فقط بچه های ایران
طرفداران وعاشقان داریوش
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM